آموزش و پرورش تطبیقی یک رشته یا علم؟
پژوهندگان و محققان آموزش و پرورش تطبیقی طی سالهای متمادی با این اعتقاد که نظام تربیتی یکی از نهادهای اجتماعی است و در مطالعه آن باید از همان شیوه ای بهره گرفت که در مطالعه سایر نهادهای موجود در جامعه به کار می رود. اقدام به بهره برداری از تجارب تحقیقی معمول در علوم اجتماعی و علوم انسانی از جمله علم سیاست، جامعه شناسی، مردم شناسی و اقتصاد نمودند و بدین وسیله مطالعات آموزش و پرورش تطبیقی وارد مرحله جدیدی شد.
بدون شک توفیق و پیشرفت این علم مدیون به کارگیری مفاهیم، نظریه ها، روشها و متون جدیدی است که هر یک از پیشینیان و متقدمان این رشته از دانش بشری و کارشناسان موسسات تحقیقاتی و سازمانهای بین المللی چون یونسکو، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، دفتـــــر بین المللی تعلیم و تربیت، شورای اروپا، انجمنهای آموزش و پرورش تطبیقی در سطح جهان و استادان علوم تربیتی دانشگاههای جهان و گروههای بین المللی متشکل از صاحب نظران آموزش و پرورش تطبیقی فرا راه پویندگان این دانش نوین قرار دارند، لذا آموزش و پرورش تطبیقی دانشی است جدید و مانند هرعلم و دانشی دیگر، زبانی خاص خود دارد